لينكهاى ديگر

مقالات جديد

مصاحبه با رادیو سپهر، ۱۹ ژانویه ۲۰۱۲

توضیح تکمیلی بر مصاحبه امروز

 

در برنامه امروز در مورد سیر تقابل رژیم اسلامی با غرب و آمریکا که فعلا حول مساله تحریم های اقتصادی و از جمله نفت متمرکز است، صحبت شد. وضعیت واقعی هر دو طرف این ماجرا دلائل قانع کننده و مادی ای برای کشیده شدن این کشمکش به عرصه نظامی و یا دخالت نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی بدست نمیدهد. برعکس، اوضاع، پس از خروج نیروهای آمریکا از عراق و برنامه خروج آنها از افغانستان در سال ۲۰۱۴ و آمادگی طالبان برای رفتن پشت میز مذاکره با آمریکا در قطر نشانه های آشکاری از پایان "جنگ نامتقارن" با خود حمل میکند. به نظر میرسد پس از تحمل هزینه های سنگین از جانب آمریکا از جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ تا جنگ افغانستان پس از ماجرای جنون انتحاری در ۱۱ سپتامبر  ۲۰۰۱ در خاک آمریکا  و تداوم این نظامیگری با هزینه های نسبتا سنگین انسانی و مالی از ۲۰۰۳ و تاکنون در عراق، دولت آمریکا تا حدود زیادی به برخی از اهداف اولیه خود در دکترین "نظم نوین" و "رژیم چینج" و "ضربه پیشگیرانه" دست یافته باشد. صدارت و سرکردگی آمریکا هیچگاه به دوران جنگ سرد بازنخواهد گشت، اما دفاع قاطع تر ترکیه و عربستان و امارات و قطر از آمریکا و بر عهده گرفتن وظیفه پاسداری از منافع استراتژیک آمریکا در منطقه توسط این دولتها تا حد زیادی مقامات و استراتژیسین های این دولت را ناچار میکند که از بازگرداندن اوضاع به نقطه ماقبل سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ و ۲۰۱۱ خود را برحذر بدارند.

از منظر رژیم اسلامی و با باز شدن شکاف در بالاترین رده ها، از جمله انتشار نامه "حسین علائی"، فرمانده پیشین نیروی هوائی سپاه پاسداران و فرمانده پیشین ستاد مشترک این نیرو، فشارها برای پائین آمدن از لجاجت و یکدنگدی و راه آمدن با آمریکا برای ماندگاری رژیم اسلامی بیشتر از هر زمان دیگری است. در درون لایه های رژیم اسلامی فشار برای "تعامل" با غرب و آمریکا، به دلیل اوضاع بحران عمیق سیاسی و بویژه اقتصادی که هر لحظه ممکن است به حالت انفجاری برسد و شیرازه اوضاع را از دست غرب و آمریکا و جمهوری اسلامی خارج کند رسا تر شده است. نجوا و غرولند برای "استحاله" رژیم اسلامی چه از درون بالاترین مقامات سپاه که ستون اصلی حفظ رژیم اسلام سیاسی در ایران است، و چه در میان مقامات رسمی آمریکا بر روند مادی تری و مناف زمینی تری استوار است. اقتصاد آقازاده ها و غارت و چپاولی که چون غنیمت بادآورده ای نصیب  اینها شده است را نمیخواهند با سیاستهای "غیرعقلائی" حامیان "ولایت مداری" از دست بدهند. نامه اوباما به خامنه ای و پائین آمدن لحن تند اولیه مقامات رسمی جمهوری اسلامی در مورد آزمایشهای رزمی و تهدید به بستن تنگه هرمز نشانه های کاملا روشنی از عدم از سرگیری دور جدید جنگ نامتقارن با رژیم اسلامی است.

اینکه روش "پراگماتیستی" آمریکا در جهت "تغییر رفتاری" و در نتیجه استحاله رژیم اسلامی تا چه اندازه عامل مهم و سوم این معادلات، یعنی مردم ایران را نیز با خود همراه خواهد داشت، از دایره شمول این محاسبات رژیم اسلامی و دولت آمریکا خارج است. رژیم اسلامی در هر حال برعکس دوران اولیه عروج خود که متکی به یک "انقلاب" قدرت اداره یک جنگ هشت ساله با رژیم بعث و بسیج مردم را داشت، در انتهای یک پروسه سی و سه ساله تقابل با مردم و سوار شدن بر موج نفرت آنها که در رویدادهای خیره کننده سال ۸۸ تجلی یافت، بیش از پیش به دوره سقوط حاکمیت اسلام سیاسی نزدیک شده است. پروسه استحاله حتی اگر با توافق و رضایت قبلی و از سر ناچاری جناح ولایتمدار سرانجام به نوشیدن دگر باره "جام زهر" منجر شود، هنوز مردم ایران را به گردن گذاشتن به رژیمی که در یک پروسه بشدت سیال و شکننده به میدان "متعارف" شدن گام خواهد گذاشت وادار نخواهد کرد. جناح ولایتمدار و بویژه طیف آنها در میان "سربازان امام زمان" در رودرروئی با مردم، دست به چاقو و اسلحه و قمه خواهند برد و آنوقت مردم تماما حساب را کف دستشان خواهند گذاشت. در نتیجه راه "متعارف" شدن اسلام سیاسی در ایران شروع نشده قیچی خواهد شد. رژیم اسلامی در سرازیری سقوط است. این قبل از هر چیز، نقشه سیاسی و آمادگی کامل جریانات انقلابی و سوسیالیست و کمونیست را با ارائه یک برنامه عملی، با نیرو و آلترناتیو و قدرت بسیج لازم کرده است. دنباله روی از سیر خودبخودی، و فقط تمجید آن این خطر را در بردارد که چپ و نیروی کمونیست در جامعه در تعیین کننده ترین مقطع تعیین سرنوشت جامعه، به آواهای بی پژواک و انزواهای دوران های انقلابی و بحران سیاسی سقوط کنند. روسیه و چین در رابطه با بازسازی اقتصاد کاپیتالیستی ایران با توجه به ریشه دواندن غرب و آمریکا در اقتصاد ایران از نزدیک به صد سال قبل به این سو و تاکنون، برخلاف وحشت طیفهای راست و سلطنت طلب، بدیل نجات رژیم اسلامی نیستند، هر چند ممکن است منافعی در حاشیه به این "قطب" های جدید برسد.

برای شنیدن این گفتگو، لطفا لینک زیر را کلیک کنید:

 

http://www.radiosepehr.se/interviews/2012/IrajFarzad120119.wma


ادامه »»»

یادداشت های روزانه، ۴۱ – ۲۱ دسامبر ۲۰۱۱

این "خط" هم ورافتاد

 

کورش مدرسی که با سخنسرائی "نقطه سر خط"، در دنیای خودستائی هایش در توهم به بار نشستن ایجاد جریانی در نفی و تقابل با کمونیسم منصور حکمت "رفت" تا تزهایش را تکمیل کند، با مخمصه عجیبی روبرو شده است. "خط"ی که او نمایندگی میکرد، نه فقط بخاطر بالاگرفتن بحران درونی، بلکه به دلیل بی پایه بودن "تز" "متعارف" شدن رژیم اسلامی که مبنای واقعی کناره گیری او از سیاست انقلابی است به شکست انجامید. این تز توضیح دهنده و مبنای واقعی دست شستن از همه ارکان های کمونیسم پراتیک و  پشت کردن به تقابل مردم با حاکمیت اسلام سیاسی، آنهم در دوران سرازیری این هیولای مخوف است. بقیه ادعاها، چون موارد پیشین همین روند، یعنی تظاهر به کارگر پناهی و کشف ابهامات نظری، فقط تشریفات و تزئینات اسباب کشی سیاسی است.

 

در مورد پیشین، آذرین و شفیق از دستور خارج شدن سقوط و فروپاشی رژیم اسلام سیاسی در ایران را در عروج جریان دوخردادی رویت کردند و اکنون مدرسی این رسالت را بر عهده جناح احمدی نژاد گذاشته است. اولی ها با شکست "جامعه مدنی" خاتمی و حذف یکسره کل طیف اصلاح طلبان حکومتی، حتی مدتها قبل از ریزش عملی، از صحنه سیاست، حذف شدند. در آغاز، چنان شیفته توهم به اصلاح و متعارف کردن رژیم اسلامی توسط جناح دوخرداد بودند که خود را در مقام مشاورین فی السبیل اله بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای  دوره موعود "تبدیل شدن رژیم سرمایه به رژیم سرمایه داران"، اصطلاح خود اینها، با دستپاچگی و عجله ثبت نام کردند. اما آن تزها چونان بمبی در میان جمعی که خود را "کمونیست" میدانستند اما بر این تصور واهی بودند که جریان دو خرداد راه "خشونت آمیز" و انقلابی را غیر ضروری کرده است، و سیر تکامل تاریخ بدون وجود حزب انقلابی هم میسر است، منفجر شد و خیالات مفت خوری سیاسی را از سر محفل آذرین - مقدم پراند. رونمائی سریع از تعلق خاطر اینها به کرامات بانک جهانی و هشدارهای مکرر به جنبش کارگری و فعالان سوسیالیست این جنبش که برای پذیرش هژمونی دوخردادی ها، "فرصت زیادی" ندارند، اولین "کنوانسیون" جمع مختلفی که به دلائل دیگری غیر از عشق به جاودانگی سرمایه داری، از کمونیسم کارگری استعفا دادند، را متفرق کرد. توهم زعمای "آگاه"تر به اینکه میتوان در درون حزبی که درست در آستانه زلزله سیاسی فروپاشی دیوار برلین با برنامه "یک دنیای بهتر" به عنوان تنها منشا امید بشریت قد برافراشته بود، یک فراکسیون دوخردادی و مدافع متعارف شدن رژیم اسلامی ایجاد کرد، بسرعت به یک یاس توام با نفرت ضدکمونیستی تبدیل شد. شکست دو خرداد و نقطه امید کل طیف چپ ملی- اسلامی و ناسیونالیسم چپ ایران، خود بستر اصلی آن جنبش را به عنوان یک جریان عقیم و در عین حال در نوسان بین ناسیونالیسم و اسلام سیاسی، به بن بست رساند. آرمان "صنعتی" شدن ایران توسط بورژوازی خودی که منشا و بستر اصلی کمونیسم ملی در ایران بوده است، بار دیگر سنگ روی یخ شد و مدافعان تازه به دوران رسیده را از صحنه جنبش کمونیستی حذف کرد. معلوم شد حتی نمیتوان از میان کسانی که در شبیخون به تحزب کمونیسم کارگری با فرصت طلبان همراهی کردند، حزب و فراکسیون و اپوزیسیون طرفدار متعارف کردن سرمایه داری سر هم بندی کرد. معلوم شد در سیر "بازگشت به خویش" روشنفکران مذبذب مکتب نسبیت حقیقت و ذهنیت پسامدرنیسم نمیتوان در درون جنبش کمونیستی ایران "تعددنظرات" طبقات متخاصم را داشت و با مدافعان ازلی بودن سرمایه داری "تمرین دمکراسی" کرد. پرچم دروغین کارگر کارگری در تعبیر مکتوب رساله و تز آوردنها رنگ باخت و محو شدن از دنیای مبارزه انقلابی سرنوشت محتوم شان شد.


ادامه »»»

یادداشت های روزانه، ۴۰- بیست و پنج نوامبر ۲۰۱۱

مصر، بر پاشنه چرخش

 

مهم ترین خصلت تحولات مصر، دست کم تاکنون، این بوده است که خیابان و حضور میلیونی مردم سیر رویدادها و جهت گیریهای سیاسی را تعیین کرده است. تبدیل شدن میدان "تحریر" به یک پارلمان خیابانی که در آن مردم سیاست را به حکام و جریانات سیاسی و بویژه گرایشات اسلامی تحمیل کرده اند، یک وجه مشخصه برجسته است. رها نکردن خیابان و نمایش قدرت خیره کننده مردم بپاخاسته یکی از درخشان ترین نقطه چرخشی است که سیاست را در "جهان عرب" و در خاورمیانه، در یکی از مهترین کشورهای این منطقه، دگرگون کرده است. سیاستمداران و روسای جهان تاکنون، برخلاف اکثر مواردی که در آنها "رژیم چینج" ها را در سناریوهای نوشته شده خود پیش می بردند و مهره های جانشین خویش را از قبل دست چین کرده بودند، در مورد مصر، به "دنباله روان" حوادث و به عقبه تحولات سیاسی انتقال یافتند. تا اینجا، این شیوه از تعیین سیاست و نحوه  بروز اراده مردم، علامت سوال بزرگی بر نظامهای نیابتی، پارلمانی و "دمکراسی" واگذاری اختیار و اراده شهروندان به غیر، تحت عوان فریبنده "وکلای مردم" و نماینده غیرمستقیم منافع آنان طی یک دوره چند ساله، ایجاد کرده است. تلاش تمامی نیروهای مدافع نظم و مناسبات فعلی جهان بر این محور قرار گرفته است که به هر شیوه ممکن سیاست و تصمیم گیری در مورد سرنوشت جامعه را به "خبرگان" و "اهل فن" و کارشناسان و تحصیلکردگان این عرصه گویا انحصاری و "تخصصی"، بازگردانند.


ادامه »»»

مقدمه و فهرست موضوعات کتاب جدید آثار منصور حکمت

مقدمه

 

مجموعه ای را که میخوانید، تعدادی از دست نوشته ها و نامه هائی را در بر میگیرد که منصور حکمت در مقطع قبل از تشکیل حزب کمونیست ایران( کنگره موسس حزب کمونیست ایران در شهریور سال ۶۲ برگزار شد) و مدتی پس از تشکیل این حزب و سپس در دوران پس از تشکیل حزب کمونیست کارگری، به افراد مختلف نوشته است. مستقل و صرفنظر از مسائل مشخص و فاکتهای مورد استناد این نامه ها و دست نوشته ها، بروشنی یک رگه و روایت ویژه و منحصر بفرد او از کمونیسم و مارکسیسم و  پیوستگی چند مشخصات پایه ای برجسته را در این راستا میتوان مشاهده و رد یابی کرد.

 

کمونیسم منصور حکمت در دو محور و مبانی اصلی، اول اتکاء به نقد مارکس و حرکت از منظر تئوری مارکسیسم و نقد مارکسیستی جامعه کاپیتالیستی؛ و  دوم قائل شدن به یک جنبش بالفعل سوسیالیستی و وجود عینی یک حرکت سازمانیافته سوسیالیستی درمتن اعتراض و مبارزه و زندگی طبقه کارگر صنعت مدرن علیه کاپیتالیسم، از بنیان متفاوت و متمایز است. در سطوح مشخص تر، مهمترین خطوط تمایز و تفاوتها و روشن ترین معرف کمونیسم منصور حکمت در تاریخ کمونیسم ایران در متن دوران بحران انقلابی سال ۵۷ و پس از "انقلاب ۷۵"، یک انقطاع همه جانبه تئوریک، سیاسی و متدولوژیک با انتقاد "ناسیونالیسم چپ" به کاپیتالیسم است که چه در سطح بین المللی و چه بویژه در جامعه ایران به عنوان کمونیسم های موجود، روندها و تحولات سیاسی جوامع و نیز مراکز اندیشه ها و فعالیتهای ادبی و فرهنگی و جدلهای تئوریک و در نتیجه شکل گیری احزاب و جریانات چپ و ناسیونالیست را به نام کمونیسم ممکن ساختند. تاثیر گذاری این روایت ناسیونالیستی و یا ناسیونالیسم چپ بر مدعیان مبارزه کمونیستی را با فاکتهای تاریخی و جدلهای سرنوشت سازی که با سنن ناسیونالیسم چپ و سوسیالیسم خلقی ایران و ناسیونالیسم کرد، در جریان مبارزه برای تشکیل حزب کمونیست ایران و در ذهنیت رهبری بقایای جریانات پوپولیست و خلقی و نیز رهبری"کومه له" عمل کردند، بوضوح میتوان دید و به اتکاء ادبیات آن دورانها مستدل و مستند ساخت.


ادامه »»»

انتشار کتاب جدید: برخی دست نوشته ها و آثار منتشر نشده منصور حکمت

برای دریافت اطلاعات بیشتر، اینجا را کلیک کنید


ادامه »»»

براى دريافت مقالات بيشتر به ارشيو سايت مراجعه كنيد