مصاحبه با رادیو سپهر، ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲

در باره اولین سالروز جنبش مردم مصر در میدان تحریر، جایگاه ونقش ارتش با اعلام همبستگی با "بهار عربی"، مقایسه این نقش ارتش در هموار کردن قدرتگیری جریانات اسلامی در ایران ۵۷ با مصر سال ۹۰ و تفاوتهای بنیادی آنها. "اعلام بیطرفی" ارتش در آخرین روزهای قیام سال ۵۷ در ایران در متن دوران جنگ سرد و "خطر" به چپ چرخیدن جامعه ممکن شد. غرب و آمریکا، در کنفرانس گوادلوپ و با اعزام نماینده هائی چون "هایزر" به ارتش "حالی" کردند که تلاش برای مقاومت برای حفظ شاه و کودتای احتمالی، در آن دوره بحران انقلابی، با منافع "استراتژیک" غرب و خود ارتش منافات دارد و در تناقض است. غرب به قیمت صرفنظر کردن از منافع کوتاه مدت "اقتصادی"، از نظر سیاسی تنها قدرت واقعی برای جلوگیری از رشد چپ و گسترش نفوذ "کمونیسم" را در جریان اسلامی میدید که جامعه در برابر آن نه تنها گارد نداشت، بلکه به عنوان رهبر جنبش ضدسلطنت پشت آن رفته بود.

اما رژیم اسلامی پس از قلع و قمع آخرین بقایای انقلاب ۵۷ که با کشتارهای خونین خرداد ۶۰ به دوره بحران انقلابی پایان داد، و سرکوب مردم کردستان و بخون کشیدن "مقاومت" مردم کردستان که کمونیستها در راس آن بودند بخشی از همان سناریو بود، خود به عنوان "شبه بلوک" جدیدی در مقابل آمریکا و غرب قد برفراشت.

در دوران پس از پایان جهان دوقطبی، غرب و آمریکا هدف "رام" کردن و در ادامه فروپاشی این بلوک جدید را تعقیب میکنند. اولین اقدامات "پراگماتیستی" غرب و آمریکا، تعقیب "فرسایش" و "استحاله درونی" و کمک به جناح کمتر تندرو جریانات اسلامی و اتکاء به نمونه هائی چون ترکیه است. اسلام سیاسی در ایران به شهادت اوضاع اقتصادی، شکاف طبقاتی و فلاکت اجتماعی را در جامعه به حد انفجاری رسانده است. اسلام سیاسی از نظر اقتصادی نه تنها متکی به هیچ نمونه و مدل "رشد" و توسعه" و یا روالی از سیر "متعارف" تولید کاپیتالیستی نیست، بلکه برعکس از زبان مقامات سابق سپاه صدا برای "تغییر رفتار" و لاجرم پیش بینی سقوط اسلام سیاسی بلند شده است. مردم مصر این نمونه را در مقابل خود دارند و میدانند که جریانات اسلامی مثل "اخوان المسلمین" از هم اکنون اعلام کرده اند که جریانی شبیه به رژیم اسلامی ایران نیستند و با غرب و اقتصاد کاپیتالیستی متکی به غرب مشکلی ندارند. غرب و ارتش مصر هم به این حقیقت آگاه است که راه بازکردن برای جریانات "میانه رو" اسلامی، در واقع هموار کردن روبنای سیاسی جامعه برای سر کار آوردن رژیمی پروغرب است که فقط پوسته ای از اسلام را با خود حمل میکند. در تحولات آینده مصر، جریانات اسلامی آینده ای ندارند و این را مردم در سالروز تجمع های عظیم میدان تحریر که به سقوط مبارک انجامید، اعلام کردند. ارتش مصر در این رابطه نه برای هموار کردن قدرت گیری اسلام سیاسی، که برعکس برای رام کردن و انطباق با اراده مردم و هدایت بسوی نفی سلطه اسلام سیاسی در شرایطی که راس این جنبش در ایران با بحران مرگ و زندگی دست و پنجه نرم میکند، به میدان آمده است. از لاف زدنهای "بیداری اسلامی" و یا تکرار سناریو قدرت گیری جریانات اسلامی بر متن انقلاب مردم، در حالی که جهان "دوقطبی" عملا موجودیتی ندارد، خبری نیست. تحولات فعلی در ایران و سیر آتی تحولات مصر، سناریو سقوط و فروپاشی شبه بلوک اسلام سیاسی را در برابر ما گرفته است. مهم این است که در سیر این دگرگونیها و آغاز دوران تازه ای از "بحران سیاسی"، چپ و کمونیسم، تا چه اندازه میتواند اوضاع را بسوی دیگری هدایت کند؟ این سوال مفتوح است و پاسخ آن هنوز در شکل یک بدیل مادی و ملموس و بویژه با نفوذ از نظر "قدرت و نیرو و سازماندهی" و در نتیجه قابل انتخاب و قابل باور برای مردم، روشن نیست.

برای شنیدن این گفتگو، لطفا لینک زیر را کلیک کنید:

 http://www.radiosepehr.se/interviews/2012/IrajFarzad120126.wma


 
ادرس مايل گيرنده:


ادرس مايل شما:


پيام شما: