
بحث را تا آنجا طرح کردم که پروسه مذاکرات در واقع “آغاز پایان” یک دوره را در سطح منطقه و جامعه ایران، باز میکند. دوره جدید در دنیای واقع سیر بازگشت ایران به مکان آن در تقسیم بازار جهانی سرمایه داری است.
واقعیت مساله این است که در معادلات جهانی و در کل سیر انباشت سرمایه تغییرات جدی روی دادند. در پی انقلاب اکتبر و متعاقبا در سیر شکست آن انقلاب سوسیالیستی و سپس با تحولاتی که در جریان جنگ دوم جهانی روی دادند، قطب شوروی سابق چون یک نیروی مُهم در شکست دادن فاشیسم، به عنوان یک شریک در تقسیم بازار جهانی، مظهر و نماینده توسعه اقتصاد از طریق دولتی کردن نهادهای اقتصادی، سیاسی و البته پشت بسته به یک پیمان نظامی بود. تبدیل شدن این راه رشد اقتصادی به یک الگو، حتی در راه رشد اقتصاد “بازار” تاثیر گذار بود. به طوری که نقش دولت در مکانیسم های اقتصادی به نوعی مانع در برابر راه توسعه بازار آزاد و بدون دخالت دولت قرار گرفت. در هر حال “جهان آزاد” سیر انباشت سرمایه داری به دلیل عروج پرقدرت یک “شریک” در بازار جهانی، ناچار شد که به این نیروی جدید که نه تنها قلمرو وسیع شوروی سابق، که بخش اعظم کشورهای اروپای شرقی را چون غنیمت جنگی به بلوک پیمان ورشو ملحق کند، عملا “فرصت” بدهد. حقیقت مساله نشان داد که این شریک جدید، حامل تناقضات بسیاری بود. معلوم شد که با “برنامه” های چند ساله و آویزان کردن شمشیر داموکلس بمب اتمی و زرادخانه پیمان ورشو، ممکن نیست نوع دولتی و بلوک سازی از رشد کاپیتالیستی را در برابر بازار و مکانیسمهای نهادینه کاپیتالیستی سوخت و ساز سرمایه و کالا و پول، حفظ کرد. تا چند سال قبل از فروپاشی دیوار برلین، طرفداران دخالت دولت در اقتصاد، در خود کشورهای غربی، در برابر “لیبرالیسم” و مکانیسمهای بازار عقب نشستند.
Read the rest of this entry »
Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »











